یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۳
نقش بنیادین «همسر موافق» در سرنوشت و توفیقات علمی علما در کلام آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی

حوزه/ بیانات و خاطرات درس‌آموز حضرت آیت‌الله‌العظمی سید موسی شبیری زنجانی(ره) پیرامون نقش بی‌بدیل همسر در سرنوشت انسان، سلوک خانوادگی والد معظم خویش و نگاه دقیق مؤمنانه به قناعت طلبگی به نقل از جلد اول کتاب ارزشمند «جرعه‌ای از دریا» منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، آرامش خانه و سازگاری روحی همسر، همواره یکی از ارکان بالندگی و توفیق عالمان بزرگ در مسیر خدمت بوده است. آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی(ره) در خاطراتی دلنشین، نقش همسران شایسته را در سرنوشت بزرگان حوزه بازخوانی می‌کند.

آیت‌الله‌سیدموسی‌شبیری‌زنجانی(ره):
همسر در سرنوشت انسان خیلی خیلی مؤثر است. والده ما در سرنوشت حاج آقای ما خیلی مؤثر بود. همسر من در سرنوشت من خیلی مؤثر بوده است. همسر مرحوم آقای طباطبایی هم همین جور بود. ایشان با والده ما مربوط بود. رفیق بودند. خیال می‌کنم با خانواده ما هم مربوط بودند. همسر اگر موافق باشد، خیلی مؤثر است.

همسر اول حاج آقای ما، دختر دایی‌اش بود. از او هم یک فرزند داشت که شش سالگی در حمام غرق شد. حاج آقای ما بعد از او با والده ما ازدواج کرد. البته همسر اول را طلاق داده بود. حاج آقای ما مایل به طلاق نبود، ولی همسرش طلبه را نمی‌خواست. ایشان هم گفته بود: وقتی که او مایل نیست، او هم یک انسان است، چرا او را حبس کنم؟ البته بعداً او خیلی پشیمان شده بود. اما حاج آقای ما پشیمان نبود؛ چون والده ما از همه جهات بر او ترجیح داشت: سیّد بود أباً و أُمّاً، چند پشت ایشان همگی سید بودند. پدر همسر دوم، خیلی شخصیت معتبری بود و پدر همسر اؤّل در آن مراحل نبود. همسر دوم از جهات روحی و اخلاقی با همسر اول فاصله زیادی داشت و در خیلی جهات دیگر ترجیح داشت.

و جالب اینکه همسر اول با والده مربوط بود و به والده بی‌علاقه نبود و به وسیله والده از حاج آقای ما هم استحلال کرده بود.

مرحوم حاج آقای ما می‌گفت: بعد از ازدواج یا عقد، زنی از آن محلّه که با محلّه والده ما فاصله داشت و هیچ انتسابی هم نداشتند، پیش جدّه ما می‌آید و خلاصه می‌گوید: وضع زندگی شما با آنها تطبیق نمی‌کند. اینها نخود آب گوشت را با شماره می‌ریزند. ولی وضع شما بهتر است.

جدّه ما یعنی والدهٔ والده زن بسیار متین و مورد احترامی بود. در همهٔ جمعها هر جا بود، اگر برنامهٔ ساز و آواز بود، تعطیل می‌کردند! خیلی خانم وزینی بود. ایشان از او می‌پرسد: اینها عیب دیگری هم دارند؟ او می‌گوید: نه ندارند. می‌گوید: این حُسن آنهاست. تاجر که نیست. او روحانی است. معلوم می‌شود که حساب دارد. این عیب روحانی نیست؛ این حُسن روحانی است. بله، اگر تاجر بود، عیب بود.

حاج آقای ما از جدّه ما تعریف می‌کرد و می‌گفت: خیلی خانم جا افتاده و وزینی بود. جدّه ما، عمّهٔ مرحوم آقای فاضلی بود. من بچّه بودم که از دنیا رفت و مثل خواب در ذهنم است.

منبع: جرعه‌ای از دریا؛ ج ۱، ص ۶۰۳_۶۰۴

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha